سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
379
تاريخ ايران ( فارسى )
سربازان خود را رها كند و آنها اهالى را قتلعام كرده مساكن و منازل را غارت نمودند و طعمهء حريق ساختند تا اينكه محمد شاه واسطه شده و قتلعام موقوف گرديد ، اما در اينموقع نيمى از شهر از آتش منهدم شده بود . من شخصا مسجد روشن الدوله را در دهلى ديدن كردهام و نادر شاه در آنموقع در اين مسجد روى سكوئى ايستاده و نفرات خود را براى حمله بسه طرف فرمان داد . نزديك اين مسجد « خونى دروازه » قرار دارد كه قتلعام از آنجا شروع گرديد . امروزه در بازار دهلى « نادرشاهى » بمعنى قتلعام استعمال مىشود . ازدواج نصر الله ميرزا براى تشييد مبانى اتحاد بين دو پادشاه يكى از دختران امپراطور مغول به عقد ازدواج نصر الله ميرزا فرزند دوم نادر درآمد . مطابق روايات ميگويند كه از داماد نسبنامهء هفت پشت او را خواستند جواب مهيب و وحشتآور نادر چنين بود « او فرزند نادر شاه ، پسر شمشير ، نوهء شمشير و به همين ترتيب تا هفتاد پشت عوض هفت پشت فرزند شمشير بود . » نتايج لشگركشى هندوستان نادر شاه بواسطهء اين لشگركشى چند ماههء خود چنان ضربتى زد كه در تمام جهان انعكاس يافت ، تا آنزمان هرچند او فتوحات زيادى كرده بود ولى فقط توانسته بود ايالات از دست رفتهء شاهنشاهى ايران را پس بگيرد ، اما در اين لشگركشى مساعد و ميمون خواسته بود « دولت و ثروت افسانهاى هند » را بدست آورده و براى خود شهرت و معروفيت ابدى كسب كند . بعدا نادر از خود دورانديشى سياستمدارانهاى نشان داده و محمد شاه را مجددا بر تخت جايداده كسانى را كه بخواهند از فرمان او سرپيچى كنند تهديد نموده كه مورد حمله و گوشمالى واقع خواهند شد . نادر دانست كه نگاهداشتن دهلى كاريست صعب و مشكل و خارج از قدرت اوست ، بعلاوه در آن موقع تمام ايالات ساحل راست رود سند را كه زمانى جزو امپراطورى ايران بوده مجددا بدست آورد . بدين طريق اين فاتح با قدرت و شهرت و ثروت مجددا از رود سند عبور نمود . در وقت مراجعت خود بفلات ايران نادر بطوايفى كه در تنگهء خيبر